وسیقی ما - «می‌دانیم که باید تکلیف دو پرسش اساسی روش شود و بعد این مجله ورق بخورد. اول، چرا رفتیم؟ و دوم، چرا بازگشتیم؟ اگر خواننده‌ی فصل گذشته‌ی فرهنگ و آهنگ بوده باشید، حتماً هزاران دلیل و شایعه در پاسخ به پرسش اول شنیده و یا حتی گفته باشید؛ اما واقعیت این است که خودمان هم نمی‌دانیم چرا رفتیم و این‌قدر طولانی نبودیم. واقعاً نمی‌دانیم، هر چه هم گفته باشیم، بهانه‌تراشی‌های ما برای یک غیبت طولانی همه‌ی ماجرا نیست. شاید فقط تپشی بود که دیگر وجود نداشت. انگار بودن و نبودن ما فرقی به حال خودمان هم نمی‌کرد… زندگی سخت شده بود. اما برای پرسش دوم، پاسخ قاطعی وجود دارد. بازگشتیم چون باید می‌آمدیم. موسیقی دیگر موجودیتی است غیرقابل انکار چون تپش جریان زندگی آدمیان. امروز موسیقی یک اصل است، یک اصل اساسی فرهنگ مملکت. اقتصاد و سیاست و جامعه و علم و تکنولوژی و سلامت و هزاران فاکتور بنیادین جامعه به دنبالش هستند. هر آوایی که برمی‌آید نشاطی به همراه دارد و هر نغمه‌ای که خاموش می‌شود، اندوهی بزرگ حادث. موسیقی دیگر طفل معصوم و منزوی و مهجور دهه‌های پیشین نیست، بالغی است که فرهنگ کشور به آن تکیه زده. صاحبان منصب و سرمایه و علم و فرهنگ در جمع‌های رسمی و غیر رسمی درباره‌اش حرف می‌زنند، رویش حساب می‌کنند، از نبودش می‌ترسند و وجودش را فرصتی مغتنم می‌شمارند. موسیقی، این هنر ارزشمند، آن‌قدر بزرگ شده که می‌تواند تاثیرات فرهنگی و اجتماعی کلانی در مملکت ایجاد کند و آن‌قدر قدرت گرفته که ممکن است ابزار رفتارهای زشت بداخلاقان جامعه نیز شود. اکنون زمان آن فرا رسیده که هنرمند و هنربند تکلیفشان را با موسیقی مشخص کنند. آنان که موسیقی را ارزش می‌نهند و این هنر والا را می‌فهمند و برایش زحمت می‌کشند تا از ثمره‌ی تلاششان لذت ببرند، حق دارند محکم پای این موجودیت نازنین بایستند تا مورد دست‌درازی و بی‌احترامی قرار نگیرد؛ نشود صندوق کاسبی، نشود تریبون تبلیغاتی، نشود چوب جهل و نشود بزک ثروت. موسیقی نه مهجور است و نه مظلوم، نه محتاج حمایت است و نه نیازمند توجه. موسیقی موجودیتی است ارزشمند که احترام می‌خواهد. آری، آمده‌ایم تا احترام موسیقی را نگه داریم.»